خدا کند که بیایی
دسامبر 14, 2009 در 12:23 ق.ظ. | نوشته شده در دسته بندی نشده | ۱ دیدگاهبیاد ندارم مذهبم را با ریش و چفیه نشان داده باشم حتی یادم نمی آید در گرمای تیر و مرداد روزه ام را نگه داشته باشم ، خاطرم هم نیست صبح ها یک بار با شوق نمازم را خوانده باشم یا اصلا اگر خوانده باشم ، ولی خوب به یاد دارم در دلم مهری از امام زمان بود ، یک عجل فرجهم آخر صلواتی اگر می دادم بود ، اگر شبی روضه ای از جدش می شنیدم زبانم شیرینی نچشیده لا اقل گوشهایم جویای مصائبش بود.
۱ دیدگاه »
خوراک آراِساِس دیدگاههای این نوشته. شناساگر دنبالک
پاسخی بگذارید
وبنوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Pool کاری از Borja Fernandez. قلمهای این وبنوشت.
ورودیها و دیدگاهها خوراکها.

خدا کند
دیدگاه از ه ( ح ) پ ر و ط ( ت )— دسامبر 14, 2009 #